تبليغاتX
@# دانلود آهنگ،عکس،نرم افزار و...@#

@# دانلود آهنگ،عکس،نرم افزار و...@#

دانلود آهنگ،عکس،نرم افزار و فیلتر شکن و دوربین مخفی و ...

جک و sms جدید

تركه يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد تركه ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر میشه
گوشي رو برمي داري و چند وقت يه بار زنگ مي زني چند وقت يه بار به آرزوم به روياها رنگ مي زني بعدش ميگي شايد بايد از همديگه دور بمونيم ميگي بايد سعي بكنيم سخته ولي ما مي تونيم
3 تا موش واسه هم خالی میبستن اولی :من با تله موش ورزش میکنم 2:مرک موش مزه عرق منه 3:موبایلش زنک میخوره میکه بجه ها کربه اورذن بکنیم
گوشي رو برمي داري و چند وقت يه بار زنگ مي زني چند وقت يه بار به آرزوم به روياها رنگ مي زني بعدش ميگي شايد بايد از همديگه دور بمونيم ميگي بايد سعي بكنيم سخته ولي ما مي تونيم
به تهرانيه عكس دايناسور نشون ميدن ميگن شما تو ولايتتون به اين چي ميگين؟يه نگاهي ميكنه ميگه ما غلط بكنيم به اين چيزي بگيم
be taraf migan khaste nabashi mige age basham che ghalati mikoni?
به رشتيه ميگن: چي شد كه ايدز گرفتي؟ ميگه: از توالت فرنگي! ميگن: آدم كه از توالت فرنگي ايدز نميگيره. ميگه: آخه نفر قبلي هنوز بلند نشده بود
ترکه زنش حامله میشه بعد زایمانش ترکه میره ببینه بچش دختره یا پسر میبینه نوشتن: پوچ!!
میدونی شباهت لر با خورشید چیه؟ ................ هر دو تاشون از پشت کوه اومدن!!
صف نانوایی در تهران: i i i i i i i i i i i i i i i i i i صف نانوایی در قزوین: i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-i-
ترکه زنش دو قلو میزاد بر میداره یکیشونو میکشه رو اون یکی دو لایش میکنه!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 1:56  توسط حسام تاج بخش  | 

جک و sms جدید

اگه خواستی یک کسی یه عاشقه همنفسی عمرشو حیرونت کنه جونشو قربونت کنه . . .جون مادرت رو ما یکی حساب نکن!!!!
امروز روز جهانی بلایای طبیعی است روزت مبارک (بلا)
هر وقت احساس كردي به آخر خط رسيدي .... از اتوبوس پياده شو...
هر كس بد ما به خلق گويد ما چهره به غم نمي خراشيم ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم
مرد: وقتي دعوامون ميشه چرا عصباني نمي شي؟ زن : خودمو کنترل مي کنم . مرد: چه جوري ؟ زن : کاسه توالت رو مي شورم . مرد : چه ربطي با دعواي من و تو داره ؟ زن :آخه با مسواک تو مي شورمش
یه دیوونه میره پیش دکترمیگه یه کتاب نوشتم به نام((صدای پای اسب))دکترمی خونه میبینه 500 صفحه نوشته پیتیکو....پیتیکو.....پیتیکو....
تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زمانيي که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاق: دختر حتي بهترين و محکم ترين رو ابط دوستي رو هم به هم ميزنه
دلت مثل یه دریاست ..............پس اجازه میدی جورابامو توش بشورم

www.3barobach.blogfa.com
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 24 May 2007ساعت 1:42  توسط حسام تاج بخش  | 

ميازار موري كه دانه كش است.......بترس از عمويش كه چاقو كش است!

ميازار موري كه دانه كش است.......بترس از عمويش كه چاقو كش است!
+ نوشته شده در  Wed 16 May 2007ساعت 12:48  توسط حسام تاج بخش  | 

ميگردي؟ ترکه نيستش! رفته سربازي

ميگردي؟ ترکه نيستش! رفته سربازي


 

خدا به شيطان ميگه به انسان سجده کن شيطان میگه نمیکنم ناگهان ندای جبرائیل از دور می آید که گفت تو غللللط میکنی

مامور سر شماري مي ره دم خونه رشتيه مي گه شما چند نفريد زنه بيرونو نگاه مي کنه مي گه من مشکلي ندارم شما چند نفريد؟؟؟؟؟؟؟

رشتي ميره خونه ميبنه يكي رو زنشه ميگه توكي هستي ميگه من خلبانم اينجا سقوط كردم رشتي ميگه ريدم تواين شانس ديروزهم دوتا قواص تو وان حموم بود

خیلی دوستت دارم. یه روز میام دنبالت تا با هم بریم یه جای دور که دست هیچ کس بهمون نرسه.
قربانت عزرائیل

 


+ نوشته شده در  Wed 16 May 2007ساعت 12:47  توسط حسام تاج بخش  | 

روش هاي مردم آزاري:

روش هاي مردم آزاري:

 

*عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين.

 

*روي ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد: لطفا اينجا چيزي ننويسيد.

 

*به کسي که دندون مصنوعي داره، بلال تعارف کنيد.

 

*در هنگام خروج از توالت، دمپايي‌ها رو خيس كنيد.

 

*وقتي كسي در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويي حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقيقه دستگيره درب رو تكان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نمي شه؟

+ نوشته شده در  Wed 16 May 2007ساعت 12:46  توسط حسام تاج بخش  | 

از يه ديوونه ميپرسن چي شد ديوونه شدي ميگه راستش من يه زن گرفتم که يه دختر 18 ساله داشت.دختر زنم با ب

از يه ديوونه ميپرسن چي شد ديوونه شدي ميگه راستش من يه زن گرفتم که يه دختر 18 ساله داشت.دختر زنم با بابام ازدواج کرد پس زن من مادر زن پدر شوهرش شد.دختر زن من پسري زاييد که داداش من و نوه زن من بود پس نوه منم بود پس من پدر بزرگ داداشم شدم . زن من پسري زاييدکه زن پدرم خواهر ناتني پسرم و مادر بزرگ اون شد پس پسرم داداش مادر بزرگش بود و من خواهرزاده پسرم شدم!
+ نوشته شده در  Wed 16 May 2007ساعت 12:46  توسط حسام تاج بخش  | 

جك باحال به بعضيا بر نخوره

تركه با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه، پسره میگه: بابا پلیس‌ها رسیدن چی کار کنیم؟ تركه میگه: نگران نباش اونا هنوز دو دور عقبن.

 

به لره میگن: اگه ریيس جمهور بشی اولین کاری که میکنی چیه؟ میگه: اول از همه، دست خودم رو تو شرکت نفت بند میکنم.

 

يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد.

 

رشتيه اسم بچه اش رو میزاره «اس ام اس» میگن: این چه اسمیه؟ میگه: چیه مگه! از پیام که با کلاس‌تره.

 

به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي.

 

اين جوك‌ها رو يكي از بروبچ باحال بنام ندا برام گذاشته بود. يكي ديگه از بر بروبچ باحال بنام مينا هم يسري جوك تو پيامدوني گذاشته كه منتظرن تا شما بخونيدشون. فردا نه! همين حالا بخونشون!

به رشتي ميگن چرا رو پرچم دزدان دريايي عكس يه كله با ضبدر كشيدن؟ رشتيه ميگه: يعني خوردن كله پاچه در كشتي ممنوع.

تركه ميره «استريپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفيقش ميگه: پاشو بريم، از اول معلوم بود اين دختره زورش نمي‌رسه ميله رو كج كنه.

به ۲۰۶ صندوقدار ميگن چه احساسی داری؟ميگه احساس جنيفر لوپزی.

به رشتيه ميگن: چي شد كه ايدز گرفتي؟ ميگه: از توالت فرنگي! ميگن: آدم كه از توالت فرنگي ايدز نميگيره. ميگه: آخه نفر قبلي هنوز بلند نشده بود.

لره بعد از عمري ميره مو می‌کاره، اسمش حج واجب درمیاد

بنده خدا زن میگیره، همون شب اول به زنش میگه: اینجا خونه بابات نیست که بخوری و بخوابی، اینجا خونه منه، باید بخوابی و بخوری.

ببم جان ميگه: از كلاس اول به بچه‌ها ميگن: بابا آب داد. ولي نميگن: بابا كجا رو آب داد كه اين مصيبت شروع شد!

به بنده خدا ميگن:‌ آروغ چيه؟ ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند!

به خوش غيرت ميگن: چرا بچه‌دار نمي‌شي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچه‌دار نميشد!

بنده خدا به ولك ميگه: چقدر طول مي‌كشه كه زنتو ...! ولك ميگه: تقريبا يك ساعت. بنده خدا ميگه: اوووه، بده من، پنج دقيقه‌اي كار رو تموم مي‌كنم!

بنده خدا ميره پمپ بنزين و باك سمندشو پر مي‌كنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! بنده خدا در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جونم، قيمت گازوئيل همينه!

 سلام، شرمنده‌ام بابت حماقت اونايي كه آدمو مجبور ميكنن بجاي جوك جديد، چرندياتشون رو پست كنه. طنز فارسي ابتكار خوبي داره (شايدم ارتجاع) چند نمونه از جك‌هاشو واستون گذاشتم كه نظر بدين. اگه قشنگ معلومه كه "بنده خدا" ، "خوش غيرت"، "ببم جان"، "ولك" و "دستو دلباز" كيه؛ از اين به بعد جوك‌ها رو اين مدلي پست كنم؟

به تركه خبر ميدن: بابا شدي. تركه ميگه به زنم نگين كه ميخوام سورپرايزش كنم.

زن رشتيه ميخواسته تنها بره خارج، اجازه شوهرشو مي‌بره، ميگن: قبول نيست، شما بايد استشهاد محلي بياريد.

تركه ميره آمريكا، يه زن خراب مي‌بينه، ميگه: چند؟ زنه ميگه: پنج دلار همينجا، ده دلار تو پارك، بيست دلار خونه، پنجاه دلار هتل! بنده خدا پنجاه دلار ميده. زنه با خوشحالي ميگه: اي ول، هتل؟ تركه ميگه: نه، ده بار همينجا!

لره ميخواسته ترتيب گاوشو بده، گاوه ميگه: ما، ما! لره ميگه: خفه‌شو، اول ما، بعد تو!

بچه اصفهانيه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟

+ نوشته شده در  Fri 2 Feb 2007ساعت 11:39  توسط حسام تاج بخش  | 

لطیفه های روز

+ نوشته شده در  Sat 27 Jan 2007ساعت 18:8  توسط حسام تاج بخش  | 

جک


به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟


اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!


غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشيد شما از اون کارت پستال ها داريد که نوشته : عزيزم تو تنها عشق من هستي؟ مغازه دار گفت بله داريم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنيد!


پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : ' من کاظم پول لازم ' پدرش هم در جواب گفت : ' من تراب وضع خراب !'

غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!

مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.



نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 6:49 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (132)
لطيفه هاي از آب گذشته!!! جديد! جديد!
سلام ببخشيد مدتي نبودم. خب درس و مشق و اينا باعث ميشه كه نرسيم زود به زود به روز شيم. شرمنده‍، خداحافظ



ها، ها، ها ...!
غافلگيري
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»
اشتباه

شخصي ميخي را برعكس به ديوار مي زد. دوستش از راه رسيد و گفت: «تو اشتباه مي كني، اين ميخ براي ديوار روبه روست.»


دنياي گنجشكي
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»


موهاي سفيد

پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»

طرفداري
دو شكارچي با هم صحبت مي كردند. اولي پرسيد:« اگر خرسي به تو حمله كند، چه مي كني؟»
دومي: «با تفنگ شكارش مي كنم.»
اولي: « اگر تفنگ نداشته باشي، چه؟»
دومي:« مي روم بالاي درخت.»
اولي:« اگر آنجا درخت نباشد، چي؟»
دومي: «خب، پشت يك صخره پنهان مي شوم.»
اولي: «اگر صخره نبود، چه؟»
دومي:« توي گودالي دراز مي كشم.»
اولي: «اگر گودال هم نبود؟»
در اين موقع، شكارچي دوم عصباني شد و گفت: «داداش! بگو ببينم، تو طرفدار مني يا خرسه؟!
پشيماني
شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم.»






نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 4:13 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (54)
ماجراهاي خنده آور ملانصرالدين!!!
لطيفه هاي ملا نصرالديني


علت جنگ


شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!
راه گم كرده


ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
كندن بال مگس


ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!
عقل سالم


زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!



نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 7:50 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (40)
بخوانيد و بخنديد!!!
ها، ها، ها ...!
نصيحت پدرانه
پدر:« پسر جان! وقتي من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمي گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممكن است بفرماييد كه دروغگويي را از چه سني شروع كرديد؟»

موش مردگي
يك نفر خودش را به موش مردگي مي زند، گربه مي خوردش.
در چشم پزشكي
پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»
بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.»

در كلاس درس
معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه! برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»

نشاني
اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت:« نخير، اين جا ستون فقرات بنده است.»

فراموشي
مردي به مطب پزشك رفت و گفت: «آقاي دكتر! چند وقتي است كه بيماري فراموشي گرفته ام. چه كار كنم؟»
پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده اي، ويزيت مرا بدهي.»

در كلاس رياضي
معلم:« ناصر! اگر حميد ۵ تا مداد داشته باشد و ۳ تاي آن را به رضا بدهد، چند تا مداد برايش مي ماند؟»
ناصر:« آقا اجازه! ما حميد را نمي شناسيم و كاري هم به كارش نداريم.»





نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 2:55 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (37)
لطيفه هاي از آب گذشته!!!!
ها، ها، ها ...
تكرار تاريخ
پسري به پدرش گفت:« پدرجان! يادتان هست كه مي گفتيد اولين دفعه كه ماشين پدرتان را سوار شديد، ماشين را درب و داغان برگردانديد خانه؟»
پدر: «بله پسرم!»
پسر: «باز هم يادتان هست كه هميشه مي گوييد تاريخ تكرار مي شود؟»
پدر:« بله پسرم!»
پسر: «خب، امروز بار ديگر تاريخ تكرار شد.»


آموزش
از مردي پرسيدند: «كباب را چطور مي پزند؟»
مرد جواب داد:« از آشپزي سررشته ندارم. آن را درست كنيد، خوردنش را به شما ياد مي دهم.»


واي ...!
مشتري: « اين كت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يكي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»


آرزوي سلامتي
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»


اسفناج
يك روز مادري به فرزندش گفت: «دخترم! اسفناج بخور كه خيلي خاصيت دارد. آخر اسفناج آهن دارد.»
دختر او جواب داد:« مادر جان! تازه آب خورده ام، نكند زنگ بزند!»



نسخه دكتر
بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»




نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 12:2 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (21)
لطيفه هاي از آب گذشته!!!
ها، ها، ها ...!
بيكاري
شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.

در عكاسي
عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»


به شرط چاقو
مردي بادكنك فروشي باز كرد، اما بعد ازمدتي ورشكست شد، چون بادكنك هايش را به شرط چاقو مي فروخت.

در كلاس فارسي
معلم: وقتي مي گوييم «دانش آموزان كلاس تكليف هاي خود را با ميل انجام مي دهند.» «ميل» در اين جمله چه نوع كلمه اي است؟
دانش آموز:« اجازه! حرف اضافه.»


درسينما
اولي:«ببخشيد شما روي صندلي من نشسته ايد.»
دومي:«مي تواني حرفت را ثابت كني؟»
اولي:«بله!چون بستني قيفي ام راروي آن جا گذاشته بودم.»


در كلاس زيست شناسي
معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»


دروغگوها
اولي: «يك روز توپم را شوت كردم، رفت كره ماه، خورد توي سر يك نفر و برگشت.»
دومي: «عجب! پس آن توپي را كه خورد توي سرم تو شوت كرده بودي؟»


نظر يادتون نره! اين وبلاگ را به دوستانتان معرفي كنيد.





نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 3:3 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (74)
جوك و لطيفه و جملات خنده دار...
ها، ها، ها ...!
دزدي
صاحب خانه:« آي كمك، كمك! دزد!»
دزد:« داد نزن بابا! كمك لازم نيست، من با خودم چند نفر آورده ام.»


استراحت
اولي:« از بس استراحت كردم، خسته شدم.»
دومي:« خب يك كم استراحت كن.»


نقاش تنبل
اولي:« چه نقاشي قشنگي! اما معلوم نيست طلوع آفتاب را نشان مي دهد يا غروب آن را.»
دومي:« نگران نباش. من مي دانم غروب آفتاب است. اين نقاش هيچ وقتي زودتر از ۱۲ ظهر از خواب بيدار نمي شود.»


جملات كوچك به سبك انسان هاي بزرگ!!!
* دريا براي صرفه جويي در آب، كمتر موج مي فرستد.
* روزگار غريبي است. يكي در آبپاش گلاب دارد و يكي در گلاب پاش آب هم ندارد!
* فكرهايم تابعيت مغزم را از دست دادند.
* ساز شكسته را در دستگاه سكوت كوك مي كنم.
* سيب به درخت چسبيده، به قانون نيوتن دهن كجي مي كند.
* از دودلي خسته شده بودم، يكي از آنها را يدكي نگه داشتم.
* زنبور تنها پزشكي است كه بدون معاينه به مريض آمپول مي زند.
خارج از متن




دزدي عمر
از كسي پرسيدند:« چند سال
داري؟»
گفت:« هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندي گفت:« از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور كه تو پس پس مي روي، به شكم مادرت باز مي گردي!»
مولوي، « مثنوي »
سكوت
در مجلس معاويه، يكي از بزرگان خاموش بود و هيچ نمي گفت.
معاويه گفت:« چرا سخن نمي گويي؟»
گفت:«چه بگويم؟ اگر راست بگويم، از تو بترسم و اگر دروغ گويم، از خدا بترسم. پس در اين مقام، سكوت بهتر است.»
محمد عوفي،« جوامع الحكايات»





نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 3:51 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (23)
بخوانيد و بخنديد!!! جملات كوچك به سبك انسانهاي بزرگ!

غروب از قايم‏باشك شب و روز خسته شد.

براي اينكه آدم خوش‏بيني شود، بيني‏اش را عمل كرد.

نگاهش آن‏قدر يخ بود كه وقتي نگاهم كرد، از شدت سرما لرزيدم.

در روز باراني چتر الگوي فداكاري است.

ضبط از صداي بلند نوار سردرد گرفت.

عكس توقف زمان است.

آسمان به زمين آمد ديد خبري نيست.

آلبالو گران بود، چشمانش انگور مي‏چيد.

هر لقمه‏اي را كه فرو ميدهم، معده‏ام فرياد مي‏زند: خوش آمدي!

وقتي مي‏خواهم حرف پنهاني بزنم، گوش‏هايم را مي‏گيرم.

براي اينكه حرفهاي بزرگي بزنم، دهانم را زير ميكروسكوپ ميگذارم.

لطيفه هاي از آب گذشته!!!

در اتوبوس
اتوبوس طبق معمول خيلي شلوغ بود. مسافري عصباني به آقاي چاقي كه پهلويش ايستاده بود، گفت آقا! ممكن است هل ندهيد!
مرد چاق با اوقات تلخي گفت: هل نمي دهم، دارم نفس مي كشم.

در استخر
فيلي در استخري شنا مي كرد. مورچه اي سر رسيد
و گفت: بيا بيرون كارت دارم.
فيل از استخر بيرون آمد. مورچه نگاهي به فيل انداخت و گفت: برو توي آب. فقط مي خواستم ببينم اشتباهي مايوي من را نپوشيده باشي.
چشم نخوردن
جلال: سعيد، چرا معلم شما اين قدر به تخته سياه مي زند؟
سعيد: خوب معلوم است! براي اين كه ما دانش آموزان چشم نخوريم!
عينك دودي


روزي مردي با عينك دودي كنار دريا مي رود و مي گويد: چقدر نوشابه سياه!



نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 5:48 عصر)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (16)
لطيفه هاي از آب گذشته!!!
ها ها ها ...!
شيوه مطالعه
اولي:« كتابي را كه بهت دادم خواندي؟»
دومي: «بله، آخرش خيلي خوب بود.»
اولي:« اولش چه طور بود؟»
دومي: «هنوز اولش را نخوانده ام.»



تاريخ سيب زميني
معلم به دانش آموز:« بگو ببينم! سيب زميني از كجا پيدا شد؟»
دانش آموز:« از زماني كه اولين سيب از درخت به زمين افتاد.»



آرزو
سعيد از دوستش، خسرو، مي پرسد: «دلت مي خواست جاي چه كسي بودي؟»
خسرو جواب مي دهد: «جاي تو.»
سعيد با تعجب مي پرسد: «چرا جاي من؟»
خسرو جواب مي دهد: «براي اين كه دوست نازنيني مثل خودم داشته باشم.»


قوه بينايي
اولي:« به نظر تو، هويج باعث تقويت بينايي مي شود؟»
دومي: «حتما، چون تا به حال هيچ خرگوشي را نديده ام كه عينك زده باشد.»



در كلاس رياضي
معلم: «مريم! اگر هم شاگردي ات، سارا، هزار تومان به تو بدهد و
دوباره پانصد تومان ديگر هم بدهد، در مجموع چه قدر پول خواهي داشت؟»
در همين موقع سارا با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! »



نويسنده: حسن علي مدني( :: ساعت 12:43 صبح)
موضوعات:
نظر یادتون نره! (17)
لطيفه هاي از آب گذشته!!!
ها ها ها...!

آرزوي بهبود
روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و احوالش را پرسيد. دوستش گفت:« تبم قطع شده است، اما گردنم هنوز درد مي كند.»
آن شخص گفت: «ناراحت نباش، اميدوارم آن هم به زودي قطع شود!»


علت
پسر از مادرش پرسيد: «مادر جان! توي اين شيشه روغن موي سر بود؟»
مادر با خونسردي جواب داد: «نه، چسب بود، چسب مايع.»
پسر با وحشت گفت: «حالا فهميدم چرا هر كاري مي كنم، نمي توانم كلاهم را از سرم بردارم!»



راه حل
اولي:« اگر تلويزيونم روشن نشد، چه كار كنم؟»
دومي: «هلش بده، بگذار كانال دو.»

شكار شير
اولي: «يك روز به يك شير حمله كردم و دمش را بريدم.»
دومي:« پس چرا سرش را نبريدي؟»
اولي:« آخر قبل از من، يك نفر ديگر سرش را بريده بود. »

توصيه مادرها
مادر: «پسرم! باز هم كه با اميد دعوا كرده اي! مگر نگفتم هر وقت عصباني شدي، تا ۵۰ بشمار تا عصبانيتت تمام شود و دعوايت نشود؟»
پسر:« بله مادر جان! گفته بوديد، اما مادر اميد به او گفته بود كه فقط تا ۳۰ بشمارد!»



حادثه
يك روز يك نفر از كنار ديوار مي گذرد، يك كاغذ به سرش مي خورد و مي ميرد. مردم مي آيند و كاغذ را باز مي كنند، مي بينند توي آن نوشته: دو تا آجر.

قصه تكراري
روزي روباهي مي رود پيش كلاغي و مي گويد:« به به. عجب دمي، عجب پايي!»
كلاغ با خونسردي مي گويد:
« كجاي كاري بابا! من خودم دوم راهنمايي ام.»


بي سوادي
پسر به پدرش گفت:« پدرجان! چرا بعضي از آدم ها اين طوري حرف مي زنند، مثلاً مي گويند فرش مرش، كتاب متاب، اسباب مسباب؟ »
پدر با خونسردي جواب داد:« پسرم! اين كار آدم هاي بي سواد مي سواده!»


خبر بد
پدر به پسرش گفت: «راستي صبح چه مي خواستي به من بگويي »
پسر با شرمندگي:«نمي خواهم شما را بترسانم ، ولي امروز صبح معلم رياضي مان گفت كه از اين به بد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كند ، تنبيه
مي شود»

+ نوشته شده در  Sat 27 Jan 2007ساعت 18:1  توسط حسام تاج بخش  | 

نفرین جدیده جدید: الهی عقل بچت به میرزاپور بره . قدش به کعبی. دماغش به عنایتی. موهاش به چلنگر. بی خا

نفرین جدیده جدید: الهی عقل بچت به میرزاپور بره . قدش به کعبی. دماغش به عنایتی. موهاش به چلنگر. بی خاصیتیش به علی دایی
+ نوشته شده در  Sat 27 Jan 2007ساعت 17:36  توسط حسام تاج بخش  | 

جوک های جدید و خنده دار

می دونی چرا تشک رو قبل از دوختن حسابی با چوب می زنن؟چون بعدا هرچی دید صداش در نیاد

نيک انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشک روي سرت مدفوع كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نمي‌كنن

اگه يه کلاغ تو آسمون تخم کرد وتخمش نيوفتاد پايين چه اتفاقي افتاده؟؟؟؟؟ کلاغه شورت پاش بوده

اگر يه مرد در ماشين رو براي خانومش باز کنه ميشه 4 تا نتيجه گرفت: .ماشين تازه هست 2.زنش تازه هست 3.طرف زنش نيست 4.مرد گلابي هست

 

+ نوشته شده در  Fri 1 Dec 2006ساعت 8:32  توسط حسام تاج بخش  | 

پيام‌هايي براي گوشي‌هاي دزديده شده

پيام‌هايي براي گوشي‌هاي دزديده شده

اگر صاحب گوشي لات بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «گوشي منو كش مي‌ري نسناس؟ اخ

 كن بياد تا شيكمتو سفره نكردم جوجه!»

اگر صاحب گوشي ژيگول بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «گوشي منو دزديدي ناقلا! الهي موش

بخوردت- زود بيار بده كه قرارم دير شد. ناز بشي الهيKiss»

اگر صاحب گوشي حزب‌اللهي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: « حروم خوري خوشمزه‌س- حروم

 خوري خوشمزه‌س- حروم خوري خوشمزه‌س.... » (همراه با ويبره!)

اگر صاحب گوشي روشنفكربود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «همشهري عزيز! همانگونه كه

 مي‌دانيد دزدي يك عمل نامتمدنانه است كه حتي سوفسطائيان يوناني نيز آن‌را قبيح مي‌دانسته‌اند.

 لطفا آنرا مسترد كنيد»

اگر صاحب گوشي دولتي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «يا زود گوشي رو بيار تا مشمول

مهروزي بشي يا ظرف 15 روز افشات مي‌كنم!» (همراه با آلارم!)

اگر صاحب گوشي روحاني بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «برادر ديني؛ آيا شما نمي‌دانيد دزدي

يك گناه كبيره بوده و سارقين به جهنم مي‌روند مگر آنكه توبه كنند و حق‌الناس را ادا نمايند. فلذا تا دير

 نشده حق‌الناس را ادا وتوبه كنيد. والسلام من التبع الهدي»

اگر صاحب گوشي استشهادي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «بسمه تعالي. لازم نيست اين

گوشي رو برگردوني چون ظرف مدت 5 ثانيه منفجر مي‌شه. انا لله و انا اليه...» (بـــــوم!)

اگر صاحب گوشي عضو حزب اعتماد ملي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «بهت اخطار مي‌كنم،

تا آبروي قاليباف رو نبردم و به جنتي نامه ننوشتم زود گوشي رو بيار تحويل بده

اگر صاحب گوشي روزنامه‌نگار بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «ببين... فقط يه دقيقه گوش

كن... به خدا موبايل ابزار دستمه... مي‌دوني من بايد چند ماه كار كنم تا يكي مثل اين بخرم؟ (با

هق‌هق)... من زن و بچه دارم، خونه‌م اجاره‌ايه، بيمه نيستم هنوز، قسط دارم...تورو جون مادرت بيار بده

 والا از زندگي سير

 مي‌شم و يه مقاله تند سياسي مي‌نويسم تا سر به نيست بشم. خونم گردنته ها!»

اگر صاحب گوشي خودش موبایل فروش بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «حيف كه اين موبايلي

 كه بلند كردي مال من نيست... والا حالي ازت مي‌گرفتم كه به الاغ بگي آق دايي، مرتيكه شاه‌دزد!»

 

+ نوشته شده در  Fri 1 Dec 2006ساعت 8:24  توسط حسام تاج بخش  | 

ضد حال

ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری connect نشی!
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی روز تولدت bf-ات جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!
ضدحال يعنی gf-تو بيرون با يه پسر ديگه ببينن!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!

برای مشاهده بقیه ضد حال ها روی لینک زیر کلیک کنید:

http://hesamonline.com/modules.php?name=News&file=article&sid=25

+ نوشته شده در  Wed 18 Oct 2006ساعت 22:11  توسط حسام تاج بخش  | 

sms

به علت حضور خانم انوشه انصاری در ماه علما حاضر به رویت ماه نشدند! لذا ماه رمضان تا برگشت انوشه انصاری به تعویق افتاد

ضمن محکوم نمودن اهانت پاپ به اسلام، هيئت دولت اعلام كرد :بعد از اين نام موسيقي پاپ به موسيقي "گل محمدي" تغيير يافت!
اس ام اس جدید
اگه فکر کردي بري قيد چشاتو مي زنم اگه فکر کردي بري ازت به آسوني دل مي کنم آفرين يه بار تو عمرت درست فکر کردي!

(اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ميخواستم ببينم شب‌ها كه ميخواي بخوابي، گوشيتو خاموش مي‌كني كه سر كارت نزارن؟
sms
تف به مرامت عوضي... برنامه امشب سينما هاي تهران وشهرستانها!

پيرترين آدم دنيا: علي دايي - جواد ترين آدم دنيا: بنيامين - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا: محمدرضا گلزار - بد بخت ترين آدم دنيا: دوست پسر - باحال ترين آدم دنيا: من - ضايع ترين آدم دنيا: شک نکن که خودتي!!!

خوش ندارم شمع باشم دختران فوتم كنند دوست دارم سيگار باشم لوتيان دودم كنند.

حیف که فقط تو یکی رو دارم............اگه از تو یه عالمه داشتم............الان یه گاوداری زده بودم!

هرجا هستی لطفا از این ساعت به بعد از خونه بیرون نرو چون الان وقت جمع آوری زباله است!

اخه بز، خر ، گوسفند ، الاغ ، میمون ، گورخر ، گاو ، بوزینه ، کنه،......... این همه حیوون . چرا شیر شد سلطان جنگل؟

بد ترین درد این نیست که عشقت بمیره بد ترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی بد ترین درد این نیست که عشقت ندونه دوسش داری بد ترین درد اینه که دستشویی داشته باشی اما دستشویی اونورا نباشه

امروز درست 1سال و 10 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 20دقيقه و 55ثانيه و 7 صدم ثانيه هست که ميخوام بگم انرژي هسته اي حق مسلم ماست

اگرمی خواهید دیگران را حرص بدهید .... 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلویزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره!

براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايي

ديشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل؟

: ميدوني رمز موفقيت تو زندگي چيه؟
بهت ميگم ولي قول بده كه به كسي نگي!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
235487646431000210215445054

سريال نرگس خيلي هم نکات آموزنده اي داشت: 1- معني استراحت مطلق زن باردار را فهميديم!! 2- طريقه گوش دادن به صداي قلب جنين را فهميديم!! 3- اقتدار پليس را درک کرديم (فردا صبح که از مرز رد شد، عکسشو به تمام "پليسهاي تهران" ميديم!!) 4- معني بچه هشت ماهه به دنيا آمده را فهميديم تازه اونم با النگو!!

اینا هم اس ام اس های سریال نرگس بودن:

- خدايا: لبنان را بر اسرائيل، اسلام را بر كفر، حق را بر باطل و «نرگس» را بر «شوكت» پيروز گردان، الهي آمين!
- آرزومند قطع برق منزل شما در حين سريال نرگس..... با تشكر محمود شوكت
- می دونی اسم بچه بهروز و نسرین چی می شه؟ بهرین!
- می دونی اسگل ترین آدم دنیا کیه؟ احسان. چون وسط سریال نرگسشو عوض کردن ولی نفهمید!
- راننده ای که با شادروان پوپک گلدره تصادف کرده بود دیشب اعتراف کرده که از شوکت پول گرفته بوده.
+ نوشته شده در  Sun 24 Sep 2006ساعت 22:52  توسط حسام تاج بخش  | 

جوك اصفهاني

به اصفهانيه مي گن باموز جمله بساز مي گه كه صبح دادم سرويس ها رو موزاييك كردن

 

اصفهانيه موز ميخوره پوستش رو مي زاره لاي دفتر خاطراتش!

 

اصفهانيه در حال مرگ بوده از زنش مي پرسه محمد کجاست ؟ زنش ميگه : همين جا کنارت نشسته . ميگه علي کجاست ؟ زنش ميگه اونطرفت نشسته . ميگه حامد کجاست ؟ ميگه اونم همين جاست . يهو داد مي زنه پس براي چي چراغ اون اتاق بي خودي روشنه ؟

 

زن اصفهاني يه پسر بچه اش را دم بالکن نشونده بود و قربون و صدقه اش مي رفت. دست به آلت بچه ميذاشته و ميگفته ...اين قوقولش سيصد تومن. اون قوقولشم چارصد تومن. اين يکي شم پونصدتومن.....مرد رند اصفهاني که داشته از زير پنجره مي گذشته رو به زنه ميگه : ببخشين آباجي ...شوما که قيمت دستتونه ميشه يه قيمتي هم رو معامله ما بزارين؟

 

يه روز يه موش ميره خونه ي يه اصفهاني سو هاضمه مي گيره ميميره

 

يه روز يه اصفهاني موز ميخوره معده اش تعجب ميكنه

 

يك اصفهانيه جوهر خودكارش تموم ميشه ترك تحصيل ميكنه راضي

 

اصفهاني يه با اتومبيلش وارد تعميرگاهي شدو به مکانيک گفت: لطفا يه استکان روغن توي موتور، يه ليوان آب توي رادياتور بريزين. مکانيک گفت: لاستيکاتون هم کم بادن اجازه بدين توش کمي سرفه کنم!!!

 

اصفهانيه داشته نوار روضه گوش ميداده ميزنه آخر نوار ببينه شام مي دهند يا نه.

 

در هلند نمايشگاه گلي برپا شده بود و اصفهاني يه به نمايندگي از ايران در اين نمايشگاه شرکت کرده بود . مدتي که اصفهاني يه توي غرفه نشسته بودحوصله اش سرمي ره و براي سرکشي به غرفه هاي ديگه از غرفه خارج مي شه و مي ره سراغ غرفه ي هلند و از هلندي يه مي پرسه : ببخشين عمو شما چه گلي رو پرورش مي دين؟هلندي يه با افتخار مي گه : در کشور هلند ،ما گل لاله پرورش مي ديم.اصفهاني يه با خنده مي گه : اين که چيزي نيست. ما تو ي اصفهون بچه هامون کونشونو با اين گل شما پاک مي کنن... و از غرفه ي هلندي يه مي ره.هلندي يه مي ره سراغ غرفه انگليس و جريانو براش تعريف مي کنه. انگليسي يه مي گه : بگذار بياد خودم حسابشو مي رسم. اصفهاني يه سراغ غرفه انگليُسي يه مي آد و سوالش را تکرار مي کنه. انگليسي يه مي گه : ما در کشورمان گل رز پرورش مي ديم و 700 گونه رز داريم و... اصفهاني شيطون دو باره مي گه : اولا که گل رز بومي اصفهونه و ثانيا اين که چيزي نيست توي اصفهون ،بچه هاي ما کونشونو با گل رز پاک مي کنن. و از غرفه انگليسي ميره. آن دو تصميم مي گيرن که برن سراغ اصفهاني يه وهمين جوابو به خود اصفهاني يه تحويل بدن. با زيرکي و موذيانه خودشونو به غرفه ي اصفهاني يه مي رسونن و ازش مي پرسن : ببخشين توي شهر شما چه گلي پرورش مي شه؟ اصفهاني يه با خنده مي گه : توي شهر ما اصفهون کاکتوس پرورش ميشه ...حالا اگه ميتونين ، بيايين کونتونو باهاش پاک کنين!!!

).

يه روز يه آلماني و يه تهراني و يه اصفهاني مي افتند تو دريا نهنگه مياد آلمانيه و تهرانيه را ميخوره ازش ميپرسند پس چرا اصفهاني را نخوردي ميگه آخه دو سال پيش يه اصفهاني خوردم تا حالا اسهالم

ادامه دارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sat 23 Sep 2006ساعت 21:8  توسط حسام تاج بخش  | 

مطالب قدیمی‌تر